محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
15
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىكند : « شايستهترين كارها آشكار كردن سلام و غذا دادن است . » « 1 » اين كار در مورد آب به سبب سختى دست يافتن به آبگذرها و سرچشمهها به اندازهاى مهم مىنمود كه شايستگى و ارزش كسانى كه آن را به ديگران مىرساندند به اندازه عطش و اشتياق تشنگان تعيين مىشد . با وجود اين ، امروزه [ پيشرفت ] دانش ، زمين و هرچه در آن است را دگرگون ساخته و بشريت را به حدى پيش برده كه سختىها برايش آسان ، دورها نزديك ، و بسيارى از خواستههايش برآورده گشته است . در روزگار ما غذا دادن و مانند آن ديگر ارزش و اثر گذشته را ندارد . البته اين به معناى از دست رفتن طبيعت و جايگاه كرامت نيست و تنها نشان دهنده تغيير در نمودهاى آن است . همكارىهاى فردى به حمايتهاى اجتماعى ، دادن نان به ساخت خانه براى يتيمان و بيمارستان براى نيازمندان و مدرسه براى دانشآموزان ، سيراب كردن تشنه به آبيارى زمينها و تبديل بيابان خشك به باغها و چشمهها تغيير شكل دادهاند . اين سخن بدين معنا است كه مفهوم كرامت توسعه و شمول يافته و از محدوديت گذشته به در آمده است . نام كريم هم به مصلح و منجى تغيير يافته است . ( و الجبن منقصة ) ترس نقصان است ، زيرا ترسو زشتىها را مىبيند ، ولى از آن چشم مىپوشد ، نداى حق و جهاد در راه خدا را مىشنود و از آن روى بر مىگرداند . هرگاه مظلومى به پيش او شكايت آورد پشت مىكند ، هر زمان
--> ( 1 ) . شرح نووى بر صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 10 ؛ سنن ترمذى ، ج 5 ، ص 45 ، ح 3286 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 368 .